عنوان سایت
دوشنبه 27آذر 1396
مشاهده يادداشت/مقاله
چرایی و علل شروع جنگ تحمیلی
تاریخ :1396/07/03
چرایی و علل شروع جنگ تحمیلی
نويسنده: علیرضا شاه حسینی

سال 1359 درست دو سال پس از تولد نظامی مبتنی بر آراء مردم و در پی انقلابی عظیم و شکوهمند، در واپسین روزهای شهریور سال پنجاه و نه، جهان شاهد شروع جنگی نابرابر از سوی همسایه ی غربی ایران بود؛ در این نوشتار اشاره ای هر چند مختصر به علل مهم و چرایی شروع جنگ تحمیلی خواهیم داشت.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام راحل عظیم الشان و در پی نگرانی امریکا پس از سقوط رژیم منحوس پهلوی، اوضاع منطقه بشدت دستخوش تغییراتی گردید و عملا موازنه ی قدرت در منطقه بر هم خورد، از طرفی منافع نفتی امریکا و از طرف دیگر خلاء قدرت در منطقه و در آینده ای نه چندان دور تضعیف نقش عربستان سعودی و تهدید برای امنیت اسراییل آمریکا را بر آن داشت تا بار دیگر دست به ریسکی خطرناک در منطقه زده و رژیم نوپای جمهوری اسلامی را ساقط کند، غرب به سردمداری امریکا انقلاب اسلامی را تهدیدی برای منطقه و نظم موجود در آن و  منافع از دست رفته خویش میدانست.

 

از طرفی دیگر رژیم بعث عراق با پشتیبانی اطلاعاتی و لجستیکی امریکا و در پی دو بهانه ی موثر تصمیم بر حمله ی نظامی بر علیه حکومت تازه تاسیس جمهوری اسلامی را که امری غیر قابل انکار می دانستند گرفت، اول اینکه ایدئولوژی شکل گرفته با ریشه و بنیان اسلامی و رهبری امام خمینی(ره) که میتوانست ریشه های تفکر طاغوتی و ضد انسانی رژیم بعث را مورد هجوم قرار داده و در آینده و به واسطه ی همسایگی نقش موثری در بیداری مردم منطقه داشته باشد و همچنین بهانه ی مضحک قرارداد 1975 الجزایر که سابق بر آن نیز مورد دعوای میان ایران و عراق بوده است.

 

با نگاه منطقی و بر اساس مستندات تاریخی به وضوح میتوان دریافت که هر دو موضوع بهانه ای بیش برای هجوم به جمهوری اسلامی نبوده است.

 

در موضوع اول و طرح انتشار ایدئولوژی اسلامی که مبتنی بر اسلام ناب است، یک بیان صریح و واضح از جمهوری اسلامی وجود داشته و دارد و صراحتا نشر افکار و ایدئولوژی اسلام ناب هدف جمهوری اسلامی است اما نه به زور و جنگ بلکه با الگوی اسلامی و ایرانی که در طول انقلاب شکوهمند اسلامی تاثیرات خود را گذاشته است، از طرفی قرار داد الجزایر که راه حلی برای اختلافات مرزی ایران و عراق بود پس از پاره شدن اوراق آن توسط صدام حسین خود به بهانه ای برای تشنج بیشتر در منطقه دامن زد، از طرفی دیگر بهانه ی نفوذ فیزیکی و نظامی ایران به خاک عراق از سوی حزب بعث مطرح شد که این نیز با توجه به جمیع جوامع و اسناد موجود هرکز چنین موضوعی از سوی ایران مطرح نبود اما به واسطه ی دگرگونی اساسی پیش آمده در منطقه، عراق رسما در سی و یکم شهریور 1359 حملات توپ خانه ای و هوایی خود را به ایران اسلامی آغاز کرد، شاید سران امریکا در آن زمان دلخوش به این هجوم بی امان عراق مسیر مسدود شده ی چپاولگری خود را دوباره باز می دیدند، اما نشد آنچه که آنها میخواستند و از همان ابتدای حملات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران پاسخ دندان شکنی را به متجاوزین به خاک ایران داد.

 

سران حزب بعث با تفکر تضیعف جمهوری اسلامی نوپا، فاقد سلاح و فاقد نیروی متخصص صراحتا و در طی مصاحبه های مختلف هدف خود از حمله به ایران به نحوی آشکار بیان کرد، به طوری که صدام حسین در آبان 1359 طی مصاحبه ای گفته بود: "ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمیشویم و صراحتا اعلام می داریم در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد هر فرد عراقی و یا شاید هر عربی مایل به تقسیم ایران و خرابی آن خواهد بود"، اما این خیال خام صدام حسین مانند بقیه ی پیش بینی هایش از روند هجوم به ایران مهر بطلان خورد و عملا خورد را وارد جنگی کرد که نه یک هفته بلکه هشت سال به طول انجامید.

 

در جایی دیگر طارق عزیز نخست وزیر وقت عراق اعلام کرد: "وجود پنج ایران کوچکتر بهتر از وجود یک ایران واحد خواهد بود... ما از شورش ملت های ایران پشتیبانی خواهیم کرد و همه ی سعی خود را متوجه تجزیه ایران خواهیم نمود" .