عنوان سایت
دوشنبه 27آذر 1396
مشاهده يادداشت/مقاله
دستگاه های فرهنگی هشدار رهبری را جدی بگیرند
تاریخ :1395/12/25
دستگاه های فرهنگی هشدار رهبری را جدی بگیرند
نويسنده: یزدان عشیری

به صدا درآمدن زنگ خطر/ دستگاه های فرهنگی هشدار رهبری را جدی بگیرند

یزدان عشیری

رهبری معظم انقلاب در طول سه دهه گذشته به کرات، در زمینه راهبردها و توطئه های استکبار و غرب در حوزه فرهنگ بیدارباش داده و این موضوع هر بار، در قالب عناوینی مختلفی بیان گردید. تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی ، جنگ نرم دشمن، رخنه فرهنگی، خطر نفوذ و … نگرانی و ولنگاری فرهنگی.

ایشان در چند ماهه اخیر اما، در دو دیدار کلیدی و مهم- دیدار نمایندگان مجلسین "خبرگان رهبری" و "شورای اسلامی" با صراحت و نگرانی عمیق‌تر و با ادبیاتی هشدارآمیزتر این موضوع را عنوان کردند و تعابیری بکار بردند که جای شک باقی نگذارند. آن هم خطاب با متولیان، سیاستگذاران و قانون گذاران و دستگاه های مسئول.

این موضوع گویای آن است که بواقع، در عرصه فرهنگ و در جبهه فرهنگی برغم همه هشدارها و بیدارباش ها در دولت های مختلف "مدیریت" را رها کرده‌ایم و به صورت اساسی مبتلا به غفلتی مزمن گشته ایم.

واقعاً چرا و چگونه روند حرکت جامعه به اینجاها ختم شده است؟ از کی و کجاها و چگونه غفلت کرده ایم؟

غرب پس از شکست های پیاپی نظامی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی و … و پس از افتضاحات بزرگ منطقه ای و بین‌المللی با علنی و آشکارا وارد میدان جنگ فرهنگی و رسانه ای شده است. این جریان نه به سال‌های اخیر که ریشه در سال‌های پس از جنگ؛ و بیشتر از همه به شکاف های ایجاد شده در لایه‌های اجتماعی در دوران دولت اصلاحات بر می‌گردد که با مانورهای عظیم رسانه‌ای و به منظور بهره برداری از جنبش های به اصطلاح مدنی و جولان فعالیت‌های بی رویه رسانه ای و … وارد میدان شده و از همان سال‌ها با اختصاص میلیاردهای دلار از طریق کنگره آمریکا و شبکه‌های امنیتی، اطلاعاتی و جاسوسی غرب تمام قد در نبرد فرهنگی حاضر شده اند.

مسئولان ما اما برغم همه هشدارها و رهنمودهای پدرانه رهبری گرفتار هیاهوهای تبلیغاتی شده‌اند و سوار بر موج ماجراها و حباب‌های سیاسی و جناحی گردید ه اند.

در شرایطی که بسیاری از چهره‌های سیاسی و فرهنگی غافل از سناریوهای نوشته شده غرب تبدیل به بازیگری برای آن‌ سناریوها شده‌اند و گرفتار نفسانیات و قدرت فزایی اجتماعی و جناحی بوده‌اند و یا بر شوکت زندگی های اشرافی شان می افزودند نظام سلطه، با طراحی های پیچیده دست‌اندرکار تغییر سبک زندگی و الگوسازی برای جوانان و نوجوانان ما بود و برای تغیر سبک زندگی و همچنین ایجاد انحرافات فکری و دینی در بین جوانان کشورمان سرمایه گذاری ویژه ای کرده اند.

سالهاست که مقام معظم رهبری به اهمیت موضوع فرهنگ تاکید دارند. ایشان در مورد فرهنگ فرمودند "فرهنگ مانند هوایی است که تنفس می کنیم" و در جای دیگری فرمودند "شبانه از خواب برخاسته و به درگاه خداوند تضرع می کنم، نگران فرهنگ ام". همین تعابیرکافی است که متولیان فرهنگی اعم از هنرمندان، اساتید دانشگاه، فرهنگیان، معلمان، برنامه سازان و روحانیون اهمیت، جایگاه و نقش خود را نسبت به مسایل فرهنگی پیدا کنند و به طور قطع، این طیف ها به دلیل برخورداری از جایگاهی مرجع برای نسل های جوان و نوجوان به عنوان حلقه های ارتباطی از نقش موثرتر، حساس تر و مهم تری برخوردارند.

خلاء های فرهنگی موجود و انقطاع فرهنگی بین نسلی متاسفانه امروزه به معظلی جدی برای نظام و نسل های آینده کشور تبدیل شده است. بر همین اساس نقش موثر و حساس کارگزاران فرهنگی و هنرمندان در پرکردن این خلاء ها بیش از پیش احساس می شود.

در این راستا، مسلما، نگرانی فرهنگی منحصر به عرصه های صرفاً سینمایی و هنری نیست بلکه دامنه وسیع تری دارد. از تربیت و الگوسازی در مهدهای کودکان تا مدارس، آموزشگاه‌های خصوصی، دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، محافل هنری، سینماها، تالارهای نمایشی، فضاهای مجازی، بازی‌های رایانه ای و فرهنگ عمومی را در بر می گیرد.

به نظر می‌رسد در تمام این سال‌ها ما در حوزه فرهنگ فاقد استراتژی و راهبرد فرهنگی بوده‌ایم و گرنه هیچ‌گاه در پرتو یک برنامه مهندسی شده و هدفمند فضاهای فرهنگی تا بدین حد از گفتمان انقلاب اسلامی دور نمی شدند. بیش از هر زمانی امروز، شاهد جولان دیدگاه‌های انحرافی و ایده ال های فرهنگ غربی در ساختار زندگی، روابط اجتماعی و سبک زندگی عمومی طیف های مختلف مردم هستیم.

به نظر می رسد به دلایل گوناگون ما به عمق نگرانی های رهبری پی نبرده ایم.  فقدان برنامه ای جامع و نقشه راه، نبود ساختارهای بنیادین، بلندمدت و غیرسلیقه ای، فقدان اهتمام و دغدغه مندی و نگاه مبتلا به ارائه بیلان کار و روزمرگی باعث شده تا چرخش مدیران فرهنگی به نوعی"دو در جا" باشد و در شرایط کاملا منفعلی به سر ببریم این در حالی است که ایده جهانی سازی و یکسان سازی فرهنگی در مقیاس جهانی از سوی قدرت های بزرگ که با هدف امحای هویت های تاریخی، ملی و بومی ملل مختلف از سوی تفکر سرمایه داری طراحی شده در وضعیت انفعال و تمکین قرار گرفته ایم. هجوم گسترده های بسته های فرهنگی و واردات بی رویه محصولات و نفوذ و گسترش آن ها تا عمق خانه ها و خانواده ها از طروق و شیوه های مختلف مانند: اینترنت، شبکه های اجتماعی، فضاهای مجازی، کانال های ماهواره ای، الگوهای پوششی و خوراکی، و حتی، اسبا بازی کودکان و بازی های رایانه ای و ... ما را در شرایط محاق قرار داده است و متاسفانه با انفعال مدیران و نخبگان و شخصیت ها و جریانات مرجع جامعه تمام قد پذیرا و میزبان کالاهای فرهنگی غربی است.

یعنی دو سویه بازی را باخته ایم. نه عزم راسخ و هوشمندی برای تولید و ترویج  محصولات با کیفیت فرهنگی داخلی داشته ایم و نه برنامه برای مقابله با سیل بنیان کن و ورود بی حساب و کتاب کالاهی غربی.

در حالی که ایران امروز به عنوان یک قطب قوی اقتصادی، علمی، نظامی و سیاسی در منطقه و جهان مورد توجه بسیاری از ملت هاست متاسفانه، با بی توجهی به بسترسازی های درست فرهنگ و با آسیب پذیر شدن فرهنگ عمومی به شدت با بحران هویت فرهنگی مواجه ایم. و اگر از کنار هشدارهای رهبری و دغدغه های واقع بینانه و هوشمندانه رهبری بی تفاوت عبور کنیم دیری نخواهد پایید که از هویت و اصالت تهی شویم.

سلیقه گرایی و نبود مهندسی فرهنگی، نبود نقشه جامع کاربردی، بودجه تخصیص یافته ناکافی و فقدان شاخص های تحلیل و ارزیابی درست در سنجش کیفی فعالیت های فرهنگی، شعارزدگی، جناح گرایی و ده ها عامل دیگر دست به دست هم دادند تا به وضعیتی برسیم که رهبری عزیز از آن به ولنگاری فرهنگی تعبیر می کنند. تردید، نکنیم که همه مقصرند از نهادهایی چون: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی، شورای عالی فضای مجازی، شورای فرهنگ عمومی، آموزش و پرورش و ... تا قاطبه هنرمندان و نخبگان و دانشگاهیان و فرهنگیان جامعه.

اظهار نگرانی مقام معظم رهبری در عرصه فرهنگ، زنگ خطر و هشدار را برای مسئولان به صدا در آورده است. حساسیت بالای رهبر معظم انقلاب درباره فرهنگ و مشکلات و معضلات فرهنگی، بالاترین درس و پیام برای همه مسئولان به ویژه دولتمردان است. پس شایسته است شایسته است کسانی که دغدغه‌مند هستند بخصوص مسئولان و متولیان فرهنگی که مخاطبان این گفتار هستند، شناسایی مصادیق ولنگاری و شناسایی مصادیق تولیدات ارزشمند داخلی و شناسایی تولیدات مضر غربی را مورد توجه قرار دهند و نیازمند نوعی بسیج همگانی برای آگاهی بخشی و شناسایی و تحلیل آسیب ها و خطران و شناسایی راه های نفوذ و رخنه فرهنگی غرب هستیم.